عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

225

منازل السائرين ( فارسى )

اينكه فرموده از صبر و نماز براى مهمات و حوادث خود كمك بگيريد براى اين است كه در حقيقت ياورى جز خداى سبحان نيست . در مهمات ياور انسان مقاومت و خويشتن دارى اوست به اينكه استقامت به خرج داده و ارتباط خود را با خدا وصل نمود . از صميم دل متوجه او شود ، به سوى او روى آورد و اين همان صبر و نماز است . بنابراين « اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ » يعنى انسان خودش را در شرايطى قرار دهد كه قوت و نيروى الهى را تحصيل كند و قابليت عنايت خداوند را پيدا كند . » « 1 » الدرجة الثالثة : الصبر فى البلاء بملاحظة حسن الجزاء و انتظار روح الفرج و تهوين البليّة بعد أيادى المنن و تذّكر سوالف النّعم . صبر در بلا به واسطهء در نظر داشتن جزاى نيك الهى و انتظار آرامش گشايش الهى و آسان كردن سختىها با در نظر گرفتن نعمت‌هاى الهى و به ياد آوردن نعمتهاى گذشته . درجهء سوم صبر ، صبر بر بلاست ، به ملاحظهء حسن جزاء . يعنى انسان با عنايت به ثوابى كه خداوند به او مىدهد بلا را تحمل كند و در انتظار گشايش و فرج باشد تا خداوند او را به آسايش برساند . « فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » « 2 » و آسان كردن سختىها با شمارش نعمت‌هايى كه خدا به او داده ، گرچه انسان نعمت‌هاى خداوند را نمىتواند احصاء كند ، ولى تا آن حدى كه مىتواند به ياد نعم او باشد و نعمت‌هايى كه خدا در گذشته به او عطا كرده از ياد نبرد . لقمان حكيم ابتدا غلام بود . خواجه‌اش به او بسيار علاقه داشت . هرگاه مىخواست چيزى بخورد ، اول به لقمان مىداد . روزى خربزه برايش آوردند ، آن را قاچ كرد و به لقمان داد . لقمان خورد . قاچ دوم و سوم و . . . را داد و خورد . يك قاچ براى خودش ماند ، گفت حالا اين را من بخورم . تا در دهانش گذاشت ديد خيلى تلخ است . رو كرد به لقمان ، گفت : تو متوجه اين تلخى نشدى ؟ ! گفت : چرا . گفت : چرا چيزى نگفتى ؟ ! گفت : سال‌هاست در خدمت تو هستم ، غذاهاى چرب و شيرين زيادى به من دادى كه

--> ( 1 ) . تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 153 ؛ ترجمه تفسير ، ج 1 ، ص 228 . ( 2 ) . انشراح / 5 .